تصمیم بین ساخت صفحات با المنتور یا گوتنبرگ معمولاً یک بحث سلیقهای نیست؛ یک تصمیم اجرایی است که روی زمان تحویل، هزینه نگهداری، سرعت سایت، استقلال تیم محتوا و حتی ریسکهای آینده پروژه اثر مستقیم دارد. در بسیاری از تیمهای ایرانی، این انتخاب در ابتدای پروژه با فشار زمان یا ترجیح یک نفر انجام میشود؛ اما نتیجه آن چند ماه بعد، وقتی سایت بزرگ شد و چند نفر همزمان محتوا تولید کردند، خودش را نشان میدهد: از صفحات سنگین و کند گرفته تا قفل شدن روی یک قالب و افزونه خاص، یا برعکس کند شدن توسعه به خاطر محدودیتهای ابزار.
در این مقاله، المنتور و گوتنبرگ را نه از منظر «کدام بهتر است»، بلکه از نگاه «کدام برای سناریوی واقعی تیم شما تصمیم درستتری است» بررسی میکنیم. معیارها عملی هستند: سرعت توسعه، هزینه تغییرات، پایداری، عملکرد، تجربه تیم محتوا، وابستگی به ابزار و آیندهپذیری.
المنتور یا گوتنبرگ؛ مسئله واقعی تیمها چیست؟
در پروژههای واقعی، اختلاف اصلی بین المنتور و گوتنبرگ معمولاً به دو سوال برمیگردد:
- آیا تیم شما به «سرعت ساخت صفحههای متنوع» در کوتاهمدت نیاز دارد، یا به «سیستم پایدار و قابل توسعه» در میانمدت و بلندمدت؟
- آیا تولید صفحه قرار است دست یک نفر (طراح/وبمستر) باشد یا چند نقش همزمان (محتوا، سئو، محصول، مارکتینگ) باید بدون ترس از خراب شدن UI کار کنند؟
المنتور معمولاً انتخاب محبوب تیمهایی است که میخواهند سریع به خروجی بصری برسند و تغییرات را با درگ اند دراپ انجام دهند. گوتنبرگ (Block Editor) بیشتر با تیمهایی سازگار است که میخواهند تولید صفحه در یک چارچوب استاندارد انجام شود، عملکرد سایت کنترل شود و هزینه نگهداری کاهش یابد.
نکته مهم این است که در بسیاری از پروژهها «ترکیب» هم رخ میدهد: مثلاً صفحات لندینگ با المنتور و محتوای وبلاگ با گوتنبرگ. اما حتی این ترکیب هم باید تصمیممحور باشد، وگرنه خروجی آن معماری محتوایی ناهمگون و تجربه کاربری ناپایدار است.
سرعت توسعه و تحویل: وقتی ددلاین واقعی است
اگر یک تیم باید در ۲ تا ۴ هفته نسخه اولیه سایت را لانچ کند (مثلاً برای شروع کمپین، ارائه به سرمایهگذار، یا راهاندازی فروش)، المنتور معمولاً مسیر سریعتری است؛ چون کتابخانه ویجتها و قالبهای آماده دارد و بدون توسعه سفارشی زیاد میتوان به خروجی قابل قبول رسید.
اما سرعت توسعه فقط «ساختن صفحه» نیست؛ «سرعت اصلاحات بعد از لانچ» هم مهم است. در پروژههایی که هر هفته چند درخواست تغییر دارید (مثلاً تغییر ترتیب سکشنها، افزودن CTA جدید، تست A/B ساده)، المنتور برای تیمهایی که یک نفر مسئول اجرا دارد، سریع و کماصطکاک است.
سناریوی رایج ایرانی: سایت شرکتی با چند لندینگ کمپین
برای یک سایت شرکتی که هم صفحات معرفی خدمات دارد و هم لندینگهای متعدد، اگر تیم طراحی و محتوا کوچک است و باید سریع خروجی بدهد، المنتور مزیت دارد. با این حال اگر از ابتدا «کیت طراحی، تایپوگرافی، سیستم فاصلهگذاری و کامپوننتها» تعریف نشود، بعد از چند ماه با صفحههایی مواجه میشوید که هر کدام سبک خودش را دارد.
در پروژههای طراحی و بازطراحی، این بخش دقیقاً جایی است که معماری محتوا و سیستم طراحی اهمیت پیدا میکند؛ اگر نیاز به یک چارچوب حرفهای دارید، خدمات طراحی سایت حرفهای معمولاً از همین مرحله، تصمیم ابزار و استانداردهای تولید صفحه را روشن میکند.
نگهداری و هزینه تغییرات: بعد از هیجان اولیه
چالش اصلی بسیاری از سایتها، نه ساخت نسخه اول، بلکه «نگهداری ۱۲ ماه بعد» است؛ وقتی افراد عوض میشوند، افزونهها آپدیت میشوند، نیازهای کسبوکار تغییر میکند و باید بدون ریسک، اصلاحات انجام شود.
در المنتور، ریسک اصلی معمولاً وابستگی به ساختار داخلی سازنده است: ساختار DOM، ویجتها، و شیوه ذخیرهسازی طرحها. اگر بعداً بخواهید از المنتور خارج شوید، مهاجرت محتوا و چیدمان میتواند زمانبر و پرهزینه باشد (به خصوص برای صفحات زیاد). در گوتنبرگ، چون بر پایه هسته وردپرس و بلاکهاست، معمولاً «قابلیت حمل» محتوا بهتر است و پروژه کمتر به یک ابزار خاص قفل میشود.
ریسک کمتر یعنی تصمیمهای قابل دفاعتر
برای تیمهایی که باید تصمیمشان برای مدیرعامل یا کارفرما قابل دفاع باشد، معیارهای نگهداری اهمیت ویژه دارد:
- اگر تیم شما احتمالاً در آینده توسعهدهنده جدید میآورد، گوتنبرگ معمولاً قابل پیشبینیتر است.
- اگر میخواهید تغییرات زیاد را با یک نفر اجرا کنید و تیم فنی ندارید، المنتور میتواند هزینه کوتاهمدت را کاهش دهد.
عملکرد و Core Web Vitals: سرعت فقط حس نیست
در بازار ایران، سرعت سایت مستقیماً روی نرخ تبدیل اثر میگذارد؛ چون کاربران زیادی با اینترنت موبایل و کیفیت متغیر وارد سایت میشوند. از طرف دیگر، گوگل هم با شاخصهایی مثل LCP و INP به تجربه واقعی کاربر حساستر شده است.
به طور کلی، گوتنبرگ به دلیل سبکتر بودن و تکیه بیشتر بر خروجی استاندارد وردپرس، پتانسیل بهتری برای صفحات سبک دارد. المنتور هم میتواند سریع باشد، اما معمولاً به شرط رعایت چند اصل: استفاده محدود از ویجتهای سنگین، کنترل افزونههای جانبی، استفاده صحیح از کش و بهینهسازی تصاویر، و مهمتر از همه داشتن یک تم و سیستم طراحی استاندارد.
اگر تیم شما «ابزار» را انتخاب کند اما «استاندارد ساخت صفحه» نداشته باشد، تقریباً هر دو گزینه میتوانند به سایت کند و پرخطا منتهی شوند.
در پروژههایی که عملکرد و شاخصهای فنی برایتان KPI است (مثلاً رقابت سئویی یا کمپینهای تبلیغاتی با ترافیک بالا)، بهتر است انتخاب ابزار را همزمان با تصمیمهای فنی مثل ساختار قالب، فونتها، اسکریپتها و بودجه عملکرد انجام دهید. این نگاه در خدمات طراحی سایت وردپرس معمولاً به صورت یک تصمیم یکپارچه دیده میشود، نه صرفاً انتخاب یک صفحهساز.
وابستگی به ابزار و ریسک قفل شدن: هزینه پنهان تصمیم
یکی از سوالهای کلیدی برای مدیران این است: «اگر فردی که سایت را ساخته نباشد، چه میشود؟» این سوال در ایران جدی است، چون تغییر تیمها و فریلنسرها رایج است.
المنتور معمولاً دانش عملی خاص خودش را میخواهد؛ یک نفر که با المنتور خوب کار کرده، میتواند سریع همه چیز را دستکاری کند، اما همین موضوع باعث میشود پروژه به مهارت همان فرد وابسته شود. در گوتنبرگ، به دلیل سادگی و استاندارد بودن تجربه ویرایش، آموزش نیروهای جدید معمولاً سریعتر است؛ مخصوصاً اگر سایت با یک سیستم بلاک سفارشی یا الگوهای از پیش تعریف شده راهاندازی شده باشد.
چالش و راه حل
- چالش: «همه چیز دست یک نفر است و بقیه میترسند صفحه را باز کنند.»
- راه حل: تعریف کامپوننتهای قفلشده، الگوهای صفحه، و نقشها و دسترسیهای دقیق؛ چه در المنتور، چه در گوتنبرگ.
- چالش: «بعد از مدتی، صفحهها شبیه هم نیستند و برند در وب یکپارچه نیست.»
- راه حل: تدوین کیت طراحی و استانداردهای محتوا و UI، قبل از تولید انبوه صفحات.
تجربه تیم محتوا و کنترل کیفیت: چه کسی صفحه میسازد؟
تیم محتوا معمولاً به دنبال سه چیز است: سرعت انتشار، حداقل اصطکاک، و اطمینان از اینکه با تغییر متن یا تصویر، صفحه از هم نمیپاشد. در بسیاری از سازمانها، محتوا توسط چند نفر تولید میشود و سطح مهارتها متفاوت است.
در المنتور، آزادی عمل زیاد است؛ این آزادی برای یک ادیتور حرفهای عالی است، اما برای تیمهای چندنفره میتواند خطرناک باشد. یک تغییر کوچک (مثلاً جابهجایی یک سکشن یا دستکاری margin) میتواند به ناهمگونی بصری یا حتی خطا در موبایل منجر شود.
در گوتنبرگ، اگر بلاکها و الگوها درست طراحی شده باشند، تجربه تیم محتوا معمولاً امنتر است: افراد در چارچوب از پیش تعیینشده متن و رسانه را وارد میکنند. این الگو مخصوصاً برای سایتهای محتوایی، آموزشی، و تیمهایی که به استاندارد نیاز دارند مناسب است.
برای بسیاری از برندها، این موضوع بخشی از «هویت دیجیتال» است: یعنی پیام برند، ساختار صفحات، و لحن نوشتار باید در وب یکپارچه بماند. در چنین پروژههایی، نگاه سیستماتیک به هویت دیجیتال کمک میکند ابزار صفحهسازی در خدمت یک سیستم قرار بگیرد، نه اینکه خودش تصمیمها را دیکته کند.
آینده پذیری و مقایسه تصمیم: چه چیزی را استاندارد میکنید؟
آیندهپذیری یعنی بتوانید با رشد کسبوکار، بدون بازسازی کامل سایت، ساختار را توسعه دهید: اضافه شدن سرویس جدید، تغییر معماری صفحات، اضافه شدن زبان دوم، یا بازطراحی تدریجی. در اینجا، سؤال کلیدی این است که شما «چه چیزی را استاندارد میکنید؟»
- اگر استاندارد شما «صفحه» است (هر صفحه یک طراحی مستقل)، المنتور راحتتر است اما ریسک ناهمگونی بالا میرود.
- اگر استاندارد شما «کامپوننت و بلاک» است (ساختار قابل تکرار و کنترلشده)، گوتنبرگ معمولاً انتخاب منطقیتری است.
| معیار تصمیم | المنتور | گوتنبرگ |
|---|---|---|
| سرعت ساخت صفحات متنوع در شروع | بسیار بالا، مناسب MVP و کمپین | متوسط تا بالا، وابسته به الگوها و بلاکها |
| کنترل کیفیت در تیمهای چندنفره | نیازمند استاندارد سختگیرانه و نظارت | امنتر، مخصوصاً با الگوهای ثابت |
| عملکرد و سبک بودن خروجی | قابل قبول تا خوب، با رعایت محدودیتها | معمولاً سبکتر و نزدیکتر به هسته وردپرس |
| ریسک قفل شدن و مهاجرت | بالاتر، خروج از سیستم میتواند پرهزینه باشد | کمتر، سازگاری بیشتر با استانداردهای وردپرس |
| آیندهپذیری در مقیاس و بازطراحی تدریجی | ممکن است نیاز به بازسازی بخشهایی داشته باشد | مناسب برای توسعه مرحلهای و معماری بلاکی |
جمع بندی: چگونه انتخاب را قابل اجرا کنید؟
انتخاب بین المنتور و گوتنبرگ زمانی درست است که با واقعیت تیم و مسیر رشد کسبوکار هماهنگ باشد. اگر فشار زمان دارید، تیم فنی محدود است و صفحات بازاریابی زیاد دارید، المنتور میتواند تصمیم اجرایی خوبی باشد؛ به شرط اینکه از روز اول سیستم طراحی، قواعد ساخت سکشنها و محدودیتهای استفاده از ویجتها را مکتوب کنید. اگر سایت قرار است محتوایی و توسعهپذیر باشد، چند نفر محتوا منتشر میکنند، و میخواهید ریسک وابستگی را کم کنید، گوتنبرگ با الگوهای استاندارد و بلاکهای مشخص معمولاً انتخاب پایدارتری است.
راهنمای عملی برای تصمیم نهایی:
- فهرست کنید چه کسانی صفحه میسازند و سطح مهارتشان چیست.
- برای ۳ نوع صفحه پرتکرار (مثلاً خدمات، لندینگ، مقاله) یک نمونه واقعی بسازید و تست عملکرد بگیرید.
- قاعده بگذارید: چه چیزهایی قابل تغییر است و چه چیزهایی باید ثابت بماند (فونت، فاصلهها، CTAها).
- اگر احتمال تغییر تیم یا مهاجرت دارید، هزینه خروج را هم در تصمیم لحاظ کنید.
اگر میخواهید این انتخاب در کنار معماری صفحات، استانداردهای محتوا و تجربه کاربری به یک تصمیم یکپارچه تبدیل شود، مسیر تحلیل و طراحی در رومت روی همین نوع تصمیمهای اجرایی متمرکز است.
منابع:
Google. Core Web Vitals. https://developers.google.com/search/docs/appearance/core-web-vitals
WordPress.org. Block Editor Handbook. https://developer.wordpress.org/block-editor/